![]() |
![]() |
|
| «علیه شعر برای شعر» |
|
«شعر انقلاب»
قلب ام به انقلاب می اندیشد... قلبی که حجم متراکم زندگی است، قلب می شود! می مرگد زود! اگر انقلاب... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 10:5 توسط س.پیرا |
|
|
دلتای دلتنگی من... چه پهن و بی دیوارتر می شود هر روز و چه بی لگام لگد می پراند بر این مقبرهء دیر سالِ از شکوه افتاده -قلبِ چروکیده- ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 6:34 توسط س.پیرا |
|
|
برنهاده هایی در باب شعر پساهفتاد س.پیرا
1) شاملو وقتی می گوید «شعر یک حادثه است، حادثه ای که زمان و مکان سبب سازش است» بخش اعظمی از این حقیقت را می گوید که شعر امری اجتماعی و تاریخی و لاجرم پرورده روزگار خویش است. و شعر، درست نظیر هر اثر هنری دیگری موقعیت مند است، و این موقعیت مندی ملاکی را برای قضاوت به دست می دهد؛ از این روست که اگر با دقت نگاهی به دور و بر خود و تمام حوزه های زیست طبقاتی، سیاسی و اجتماعی مان بیندازیم در می یابیم که باید وضعیت حاضر شعر را وخیم ارزیابی کنیم، چنانکه سینما را، تئاتر را عکاسی را، وهمه حیطه های هنر را.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 6:19 توسط س.پیرا |
|
|
نکاتی در باب هنر انقلابی- پرولتری س.پیرا
1) سرمایه داری متاخر در عرصه هنر نیز به تبع تمام عرصه های زیست و حیات انسانی، دستاوردهایی شگرف برای بشر به ارمغان آورده است! شاید بتوان ادعا کرد که هیچگاه هنر، چنین در حضیض و قهقرا نبوده است. هنر، در مبتذل ترین اشکال ممکن و قابل تصور، مسلح به تکنولوژی های فوق مدرن، در ایدئولوژیک ترین وضعیت خود طی دو سده حیات سرمایه داری جهانی قرار گرفته است، و از این جهت، هیچ گونه شکافی نیز به لحاظ جغرافیایی در آن موجود نیست؛ انسان ها در اقصی نقاط جهان، از این سیطره ایدئولوژیک مبتذل، بی هیچ تبعیضی بهره مند اند: باژگونگی موقعیت برابر در دسترسی به منابع فرهنگی. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 6:16 توسط س.پیرا |
|
|
شعر زنانه در ایران س.پیرا
1) درباره چیزی به نام «شعر زنانه» و اینکه آیا امکان عملی برای آن وجود دارد؟
اگر بخواهیم باب بحث راجع به شعر زنانه را بگشاییم، ناگزیریم که اندکی به «نوشتار زنانه» بپردازیم. نوشتار زنانه ادعا می کند که تمام تلاشش در جهت آن است که سروری امر تخیلی مردانه را که زنان را به عنوان زن به خاموشی محکوم می کند، واژگون سازد و زبان، حقوق و اسطوره شناسی نوین و ویژه زنان را هدف خود قرار می دهد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 6:14 توسط س.پیرا |
|
|
{من غلطنبودم/ من غلطکردم! خطا هرچه بود از استمرار بی تخفیف موقعیتی بود که نباید می بود ...} . . . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 2:7 توسط س.پیرا |
|
|
4) تابلویی در میانه خیال ها چرخ می خورد: درمصرف آب صرفه جویی نکنید! مایع حیات الکل است که هیچ کس نگرانش نیست... ........ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 1:26 توسط س.پیرا |
|
|
عاصی... رو به تمام آن هایی که درست دردیرگاه حوادث تجسّد آن وظیفه اند که نباید... از روی من رد می شوی و آاااخ بر زبانم میخ می شود... دست هایم را بالا نمی آورم امّا بالا می آورم تفاله های زندگی چارحرفی را که از بس جویدم آن را .... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 4:22 توسط س.پیرا |
|
|
به جیمز بلانت، برای دردناکیِ نرمِ صدایش تو سقوط کرده ای از من و نمی دانی اگر چه کرده ای با خود، هیچ می دانی که چه کرده ای با من؟! .... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم اسفند 1386ساعت 0:14 توسط س.پیرا |
|
|
به« تیرداد بنکدار» به نمایندگی از جبهه انحطاطی که از پی اش رفته و ترّهاتی که بر قلمش آمده.... آقا! بخشید که زردابه های معده زخم خورده ام شعر شد و بی هیچ مقدّمه ای پاشید بر سبیل های مفرّح تان که تاب نیاورد مرا هرچند که آبَش و تابَش زیاد دادید در تمام سالهای تَنگی که همه می مُردند و شما در دلتان«زنده باد!» می گفتید و درِ گوشی فخخخخخخخر می کردید! آنقدر که به خارش افتاد تنِ مامِ وطن که لابد... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 2:28 توسط س.پیرا |
|
|
به ماری که هنوز ندانسته که چه جنگی جاریست و او خود ناگزیر یک جنگجوی سابقه دار است.... ماری! ماری دیوانه! ماری محبوب من! در این روزهای زمستانی بی برف تمام دلهره ام از اینست که مبادا تو دیگر دیوانه نباشی یا نخواهی که باشی.... ماری! ماری دیوانه! شاید تنها تو ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 1:57 توسط س.پیرا |
|
|
به حلقه " آتش " که چونان ابژه ای ترکاندنش و همگی به سرعت پراکنده شدند...
بر یاد واره کورش کبیر و آستانهِ مشروطِ استبداد صغیر، تا اکنونی که بوی گند عفونتش تمام زندگی مان را برداشته بی وقفه باید رید... و تو حق داری که بعد از این همه بگویی ... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 0:52 توسط س.پیرا |
|
|
رو به بابک سلیمی زاده و برای نیایشش در طلب خایه هایی با پشم های بسیار با خشم های بسیار...
تخم های کسی در گلویش نیست، که فریاد به آرزویی به گل مانده بماند... آ و ی ز ا ن است، از ارتفاع غرور تاریخی نرینه های یک چشم... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 4:55 توسط س.پیرا |
|
|
برف می آمد و وهم ِ« اویی» که هرگز نیامد مستولی شد بر «منی»... از پس حکومت این همه ابر تیره گون ستبر و اقتدار فراگیر برف این روزها، مهتاب زده ای در خود پیچیده و با دیوانگی مماس من ام... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 2:50 توسط س.پیرا |
|
|
به« امین قضایی » در آرزوی بازگشتش به انقلاب نیمه کاره مان....
شما به ما نگاه می کنید: طرح واره ما چیست؟ «ما انقلاب می کنیم!» شما تعجب می کنید: ما از انقلاب پُریم... انقلاب پُر است از ما... ما هم جنس انقلابیم... ما و انقلاب هردو حفره ایم.... «ما انقلاب می کنیم!» شما خشمگین می شوید: انقلاب ، تن هایمان را می ساید تن هایمان را ، به انقلاب می ساییم لذت انقلاب ، سایشی ست «ما انقلاب می کنیم!» شما به ما می خندید: شما را به هیچ جایمان نمی انگاریم.... حتی اگر عکس آن هم صادق باشد، باز باز ، «ما انقلاب می کنیم!» شما محو می شوید: ما می مانیم....
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 4:42 توسط س.پیرا |
|
|
برای کسی که «من »است، یا شبیه «من»...
در تمامی کودکی ام، حفره ای بود، که در خویش فرو می بردمش.... می خواستمش ، اما نمی دانستمش...
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 3:27 توسط س.پیرا |
|
|
به رفقای دربندم:
به هرزگی پوشینه های خیال ، تن نداده اند! آنانکه از یبوست یاس ، به هزار ترفند ریز و درشت گریختند! اما چه ناگاه در تند پیچ حوادث، بندی شدند... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم بهمن 1386ساعت 3:17 توسط س.پیرا |
|
|
تو را برکشیده ام از میانه تردید های خویش! در آن دمی که عذاب خدایان بی دریغ نازل شده بود، و شیطان نیز در سوگ آدمیانی از قماش ما خوشبختی خویش را زار می زد...
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 5:51 توسط س.پیرا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ در دست احداث است...در صورت توقف اما، نه چیزی روی سرتان خراب می شود و نه زیر پایتان خالی می شود...
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 شهریور 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 شهریور 1386 |
| پیوندها |
|
|
|
RSS
|